محمد تقي جعفري
18
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
راهى به شهود هستى پيدا كند . نكتهء ديگرى را كه بايد در اينجا متذكَّر شويم ، اينست كه هر اندازه دامنهء تتبّع و تحقّق و اهتمام و عشق به دريافت عميق يك موضوع بيشتر باشد ، چنان كه ممكن است به شهودهاى والاتر بطور سريع نائل گردد ، همچنين شهود حاصل از آنها عالىتر و پر فروغتر بوده باشد . و اگر معلومات حاصله از دو قلمرو انسان و جهان وارد درونى شود كه آراسته با اخلاق و ارزشها و آرمانهاى اعلاى انسانى بوده باشد ، يعنى وارد درونى شود كه داراى قطب نماى وجدان و عشق به كمال جوئى بوده باشد ، بدون ترديد آن معلومات مانند امواج روحى كه دائما در حال نو شدن است ، تلقّى مىگردد ، بزرگترين نتيجهء امواج روحى تلقّى شدن معلومات اينست كه هرگز آن معلومات نمىتوانند حجابى ميان انسان و حقيقت يا بى او بوده باشند ، و نمىتوانند در مسير خودكامگىهاى انسان مورد بهره بردارى قرار بگيرند ، زيرا بنا بر هماهنگى معلومات با اخلاق چنان كه گفتيم بملاك « اتّحاد عاقل و معقول » روح انسان به آن معلومات ، مانند امواج و شئون روحى خود خواهد نگريست . حتّى اگر بعدها خطاى آن معلومات كشف شود ، باز از امواج روحى تلقّى شدن آن معلومات ، ضررى عائد انسان نخواهد گشت ، زيرا موج دريا ، موج است اگر چه خس و خاشاكى از خارج از ذات دريا مخلوط امواج دريا شود و سطح ظاهرى آن موج را آلوده كند . حالا بايد ببينيم هماهنگى يا تكميل بعد شناخت علمى ، فلسفى ، شهودى ، اخلاقى با بعد حكمت ، چه معنى دارد اگر همهء ابعاد چهارگانه بوسيلهء عقل سليم و خرد رشد يافته بمنزلهء راهنما و نيروى حركت انسانى در زندگى گشتند ، معرفت حاصله از چهار بعد مزبور حكمت ناميده مىشود ، پس در حقيقت بعد حكمت عبارتست از هماهنگ ساختن ابعاد چهارگانه و تحرّك اراده از من كمال جو براى حركت در مسير « حيات معقول » اگر پنج بعد مزبور با يك نورانيّت روحى كه موجب روشنائى